Quantcast
pixel

Love or Lie?

2008.02.24



رضايت و حق شناسي در چشمان فليسيا برق مي زد. سبكي نامنتظر چنان طراوتي به چهره اش داد كه وقتي مندو به ياد آورد كه اين زيبايي را براي هميشه از دست داده است بار ديگر خود را ديد رانده شده برهنه و بي پناه در چنبر ماري. دردي كهن چنگ زد به احشايش. شانه هاش جمع شد. ديد دارد فرو مي ريزد. رفت كه جر بزند. اما بي فايده بود.
«چاه بابل» نوشته رضا قاسمی
روي يكي از همين نيمكت ها بود. چه فرقي دارد كدام يكي.گفتي بايد تمام شود. گفتي نبايد اصلا شروع مي شد. گفتي كه من كسي نيستم كه بايد باشم. بايد! گفتي اما نماندي تا بشنوي. خواستم جر بزنم. التماس كنم. اما رفته بودي.
مي گويند خاطراتت را بايد مچاله كنم و دور بريزم. اما...
8 Comments
kwongping moody~
kwongping · 2008-02-25: 09:19
kojaey واقعآ كار زيبايي هستش


دوست دارم كه هيچ وقت عشق مثل برف زيرپا سرد نشه

شايد من ان كسي نباشم كه تو مي خواستي اما خوب تو ميتواني من را بسازي اخه من عاشقانه دوستت دارم

kojaey · 2008-02-26: 23:50
zahra2 .....شاید راست می گن

.....خاطرات رو شاید باید






عکس های زیبایی اند.. اولی و دومی به خصوص.
zahra2 · 2008-02-29: 15:58
amoon سلام
عكسها كه بسيار زيبا بودند
اما متن هم .......
دردناكه :(
amoon · 2008-03-01: 04:32
korekta very nice photos :)
korekta · 2008-03-07: 14:12
sarada عكس ها خيلي زيبا هستن به خصوص عكس شماره 2. خوشحال مي شم اينجاhttp://doone.blogsky.com ببينمت
sarada · 2008-03-09: 09:33
MrSaSa bravo my friend. Very nice pics. Very emotional
MrSaSa · 2008-03-11: 05:35
Saeedeh nice set
Saeedeh · 2008-03-26: 03:46
Bold Text
Italic Text
UnderLine Text
URL Link

Name
URL
Enter the code to the right below
Captcha

Views: 281
 
pixel
« 2008.02.12
 
pixel
2008.03.11 »
pixel