You are either already subscribed or there was an error
Your entry has been submitted
Sorry, your entry could not be submitted
Green Girl
2009.11.05
Click here to add text
باغبان مژده ي گل مي شنوم از چمنت
قاصدک کو که سلامي برساند ز منت ؟
وقت آن است که با نغمه مرغان سحر
پر و بالي بگشايي به هواي وطنت
خون دل خوردن و دلتنگ نشستن تا چند
ديگر اي غنچه برون آر سر از پيرهنت
...
بر لبت مژده آزادي ما مي گذرد
جان صد مرغ گرفتار فداي دهنت
دوستان بر سر پيمان درست اند ، بيا
که نگون باد سر دشمن پيمان شکنت
خود به زخم تبر خلق در آمد از پاي
آن که مي خواست کزين خاک کند ريشه کنت
بشنو از سبزه که در گوش گل تازه چه گفت
با بهار آمدي ، اي به ز بهار آمدنت
( ه.ا.سایه )