Popular Masoud_Ahmadpoor posts on PhotoBlog.com

حاصلم از عشق تو درد وغم نيرنگ شد هرچه از دوري سرودم شعر بد آهنگ شد ... مي رود بر ريل آهن اين قطار دلبري آه ازين حسرت که مردن زير آن هم ننگ شد

One day an oldster soaked his husky bread in the river. The spring dried up bashfully above there. Afterward his land did not yield anything and he lost his…

پرسش ام لحظه ی دلدادگي ام از مصحف پاسخ اش بود در این راه ز تو من اضعف؟ قصه ام با تو شد آغاز و به زير گنبد تو شدي خيره به سقف و دل من هم در کف

گلهاي بنفشيم که در متن بهاريم سبزيم و سرفراز که در حال گذاريم نه در پي جنگيم و نه در حال خمودي در جا بنشستن نتوانيم که خواريم گر خصم مني پاي منه بر چمن خود تيري…

يار شود آنکه دلم زار ببيند خوار شود آنکه گلم خار ببيند بار شود خاطره ها چون که نباشي تار شود ديده و غم بار ببيند

شده  سالی دگر  بی رویت  ای  دوست که  بی سامانی ام در آن از این روست تو می بینی  پریشانم بگردان ورق  از دفترم  کین  کار  نیکوست

... در آتش ام بنشاندي و مانده اي به تماشا نـمانـد آتـش و مانم که آتـش ات بنشانم ... You put me in fire and cast your eye's on light The light turns out at last…

Though nothing can bring back the hour of splendour in the grass , of glory in the flower; We will grieve not, rather find Strength in what remains behind;…
Loading...
Up
Copyright @Photoblog.com