She Left The Nest

by Masoud Ahmadpoor August. 27, 2017 393 views

مرغي شنيده ناله ام از لانه پر زد

ابري بديده اشکم و رعدي دگر زد

دل داده بودم تا نهم سر روي سينه ش

دل برد و در سيني نهاد آنگه که سر زد

ما را چه شد بعد از تمام سر کشي ها

آمد وسط در سر خرد گفتي بورزد

گفتا عروسي بي وفا در گوش داماد

دل مي بري اما بدان هرگز نيرزد

در انتهاي سينه ام گويا که مرده

جنبنده اي ديگر به عشق آن نلرزد

زير درختي بر سري سيبي بيفتاد

کشفي نشد با کفش خود بر آن تبر زد

روحاني مسجد لب پيمانه بوسيد

عارف به مجلس رفت و دستي بر کمر زد

رفت آن بهار و از پي اش آمد جهنم

ارديبهشتي تير خود را بر جگر زد

کردم دعا يا رب نفس را تازه گردان

بگرفت ازم جايش به شعرم اين اثر زد

اي شاپرک در پيله ي تنهايي خويش

بنشين مکن پر وا اگر هر کس به در زد

Join the conversation
0
Be the first one to comment on this post!
Up
Copyright @Photoblog.com